فرشته از رو آسمون، ابرارو جارو میزنه

لیلی دل مجنونشُ، به شهر جادو میبره

درختِ جنگل شمال، دیوونه‌ی جنوب میشه

خورشید جلو چشمِ شما، شبانه روز غروب میشه

یاس واسه ناز نسترن، یه دسته مریم میخره

تن دلِ زخمیِ منُ، بدونِ مرهم می‌بره

صدَف داره داد میزنه، تُنگ بلور ترک داره

راستی الان شهر شما، اصاً یه قاصدک داره؟

ابره می‌گفت قصه‌ی ما، دورتره از حقایقِ

به جونِ رازقی قسم، تو باغچمون شقایقِ

به ماهی از تو کهکشون، ستاره چشمک می‌زنه

سپيده خورشيد میاره، شکوفه عینک میزنه

اینجا چرا اینجوریه، زود میمیرن یاکریما

میگن که بودن نبودن، یه مسئلس از قدیما

شما ستاره باش و من، ابرِ هميشه در به در

چه برقي داره چشماتون، قناري تُك بزن به در

دوس ندارم بهم بگين، پنجره‌تون وا نمیشه

یه وقت نگین قلب شما، تو قلب من جا نمیشه

يه سينه دارم قد عشق، يه دل فقط مست شما

يه كلبه‌ي كوچيك دنج، كه كعبه ميشه با خدا

دل دادن و عاشق شدن، همیشه خیلی آسونِ

قسمتِ تلخِ زندگی، شکستِ دل تو بارونِ

 

علي ملك (بارون)