تو...
دستم را زیر چانه ام می گذارم
شاید هم
چانه ام را روی دستم،
به تو فکر می کنم
به خودمان
به خودمان که فکر میکنم
یاد رقص پرده در باد می اٌفتم
من می آیم و تو می ایستی
تو می وزی و من می رقصم.
باتو
با چشمان تو
با دیدن چشمان تو
با دیدن چشمان زیبای تو
با دیدن امواج چشمان زیبای تو
رویاها در روحم تزریق
و آرامش در مغزم تکثیر میشود
باتو
زیر تیغ جراحیِ رویای تو هرگز نمی میرم.
به آخرین سیاره در آخرین مسیر نرفته ی راه شیری
به تنهاترین شاه راهه ورودی به کهکشان بعدی
قسم،
که عشق تو از آخرین پیچ راه شیری و اولین گذرگاه کهکشان بعدی،
گذشته است.
شورتر می شنوم
عجیبتر می بینم
عمیقتر لمس می کنم
می شنوم؛
تیک تاک ضعیف قلبم را می شنوم!
ثانیه ها نم نم مثل شمع پلک میزنند!
عقربه های ترسو
دایره ی زمان را آتشکده می بینند!
عقربه های ترسو
عقرب وار خود کشی می کنند!
می بینم؛
سیگار منتظر فکر توست، تا روشنش کند!
فکر تو!
آتش است برای سیگار
سیگار بیچاره ی عاشق!
تا خرخره از تو،
در خود؛
خفه می شود،
با پُک ،بی پُک،
از تو، در خود،
در خود، ازتو
از تو، در خود،
از فکر تو در خود
در خود از فکر تو.
لمس می کنم؛
فکر تو!
کبریتِ روشن است،
در انبار کاه.
فکر تو!
فشار بالای خون است در حجم رگهای نحیف قلبم
در حجم نحیف قلبم
در قلبم،
قلبم،
آآآآآخخخخخ قلبم.
ساعت خانه هنوز اسرار بر تپیدن دارد
گاهی تند و گاهی تندتر
گاهی کند و گاهی کندتر
خورشید در خانه مانده و ماه خیابان گردی می کند
من به تو فکر می کنم و ملتمسانه تو را میخوانم
تو ناخودآگاه مرا میخوانی و به من فکر نمیکنی
شاید هم میکنی
اما نه؛
نمیکنی،
شاید هم...
بگذریم؛
چه ضیافت غریبی ست گرگ و میش چشمانت
به تو که نگاه میکنم
می بینم؛
نمیدانم پرده ام یا باد؟
فکرم یا سیگار؟
می شنوم؛
عقربه ام یا عقرب؟
تیک تاکم یا تپش؟
لمس می کنم؛
کبریتم یا کاه؟
نحیفم یا فشار؟
با تو
به تو
از تو
در خود
فکر تو
رویای تو
تو.
علي ملك (بارون)
اين وبلاگ را براي ارتباط بيشتر با افرادي كه علاقمند به اشعار عاميانهي موزون يا همان ترانه هستند خلق كردم و اميدوارم كه با انتقادات و پيشنهادات خود براي پيمودن هر چه سريعتر اين مسير مرا راهنمايي نماييد.